X
تبلیغات

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

روزنوشت های امیر اعظمی

روزنوشت های امیر اعظمی
 
بهترین شیوه خواندن وبلاگ: خواندن بر اساس آرشیو موضوعی

آن‌چنان زی که بمیری برهی نه چنان زی که بمیری برهند
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/12/27 توسط امیر اعظمی


پس از جدایی از همسر، از دست دادن شغل و مرگ مادرش، کتابی نوشت که دوازده بار توسط انتشارات مختلف رد شد.....................

جی کی رولینگ نویسنده سری کتابهای هری پاتر : پردرآمدترین نویسنده تاریخ


جا نزد
 از خودش ناامید نشد
به شکست تن نداد و  سر خم نکرد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/12/22 توسط امیر اعظمی

به دنبال چیزی هستی که وقتش گذشته یا چیزی رو یه وقتی می خوای که زمونش نرسیده.

شدیم پارادوکس زمان بین خواستن و تونستن.

یا نمیرسیم یا وقتی می رسیم که دیر شده.

شده حکایت ته صف طولانی که تا نوبت به تو میرسه میگن تمومه! یا حکایت صفی که اولشی اما میگن امروز خبری نیست.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/12/19 توسط امیر اعظمی

بعضی از آدم ها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و


بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.


بعضی آدمها ترجمه شده اند و


بعضی تفسیر می شوند.


بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفیدند   و


بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.


بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند و بعضی ها معلومات عمومی.


بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان دارند.


به راستی ما کدامیم؟…


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/11/29 توسط امیر اعظمی

از پيرمرد و پيرزني پرسيدند:

شما چطور 60 سال با هم زندگي كرديد؛

گفتند: ما متعلق به نسلي هستيم كه وقتي چيزي خراب مي شد؛

تعميرش مي كرديم نه تعويضش ...!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/11/28 توسط امیر اعظمی
 

باب دوم گلستان سعدی:شرح حال کودکی خود سعدی:

یاد دارم که در ایام طفولیت، مُتعبد بودمی و شب‌خیز و مولع زهد (برای زهد ولع داشتم )و پرهیز.

شبی در خدمت پدر (رحمة‌الله علیه) نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مُصحَـف عزیز بر کنار گرفته و طایفه‌ای گِرد ما خفته.


پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد(دو رکعت نماز بخواند).

چنان خواب غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند؛ که مرده‌اند!


گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی به، از آن که در پوستین خلق افتی(مردم آزاری کنی!!!).

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1392/11/27 توسط امیر اعظمی

ببندم شال و میپوشم قدک را

بنازم گردش چرخ و فلک را


بگردم آب دریاها سراسر

بشویم هر دو دست بی نمک را


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/11/07 توسط امیر اعظمی

میشینی پای تلویزیون و فیلم میبینی، میتونی فیلم رو نگه داری، عقب و جلو ببری و رو صحنه های که میخوای بیشتر تمرکز کنی چون فیلم زنده نیست! 

میری سینما و فیلمای بروز رو میبینی و لذت میبری از فیلم؛ البته اگه فیلم به درد بخوره، هرچند باز فیلم زنده نیست و با کلی زمانبری و کات و ویرایش و تدوین تازه شده اون چیزی که شما میبینی.

اما وقتی میری تئاتر دیگه نه خبری از کات و سوتی دادن بازیگرا هست، نه خبری از تدوین و ویرایش، نه خبری از بی حوصلگی و خطا. اونجا همه محکوم به اعمال تمام توان خودشون برای اجرای زنده (فارغ از تمام حوادث و حواشی و ضعف های احتمالی) یه نمایشند. اونجا خودتون میتونید ببینید وقایع رو بدون هیچ واسطه.

تئاتر اگه موضوع خوبی داشته باشه و افراد قدری رو به عنوان عوامل دارا باشه واقعا لذت بخشه.

   


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/10/24 توسط امیر اعظمی

 

اندیشه ها و دیدگاه ها مهم اند، ولی نسخه ها و راه حل های آماده نیستند. مهم نیست که مشاوران چه می گویند، زیرا در حقیقت دارویی که شفای همه دردها باشد اصلا وجود ندارد... بعد از این... ترکیبی از اندیشه ها، رویکردها و مهارت ها لازم است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1392/10/15 توسط امیر اعظمی

عادت داریم واسه گریه دنبال یه چیزی باشیم. یا باید روضه بریم یا بریم مراسم تدفین یا خبر شوک آور و یا ....

بعضی وقتا که زیادم تو زندگیای امروزی واسمون تکرار نمیشه

بهترین روضه واسمون سکوت

و بهترین حالت؛ حالت یه بچه بغض کرده ست.

آروم و بیصدا یه گوشه ساکت و تنها کز کنی و نمک نمک خودتو سبک کن تا جاییکه از سبکی و آرامش خوابت ببره


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/10/11 توسط امیر اعظمی


تقدیم به:

خواهر نازنینم

یگانه شاگرد مکتب مادری

مکتب چشمه های جوشان محبت

و لبخندهای پر مهر زندگی



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1392/09/17 توسط امیر اعظمی

جار یک سرویس خبری است که صفحه یک تمامی روزنامه‌های کثیرالانتشار ایران را هر روز از ساعت 7 صبح در اختیار مراجعه کنندگان قرار می‌دهد.

صفحه اول روزنامه‌ها بر اساس موضوع دسته بندی شده‌اند و بایگانی کاملی از صفحه یک آنها در سایت ذخیره شده است.

همچنین دریافت صفحه یک روزنامه‌ها از طریق پست الکترونیکی نیز امکان‌پذیر است.


لینک:

http://www.jaaar.com/frontpage#!/table/all


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/09/11 توسط امیر اعظمی

تقديم به:


یگانه تجلی بخش صداقت و رفاقت پاک زندگی: مادر


یگانه الگوی استقامت و صبوری در عصر ناشکیبی: پدر


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/08/20 توسط امیر اعظمی

ایران بوکینگ، مرجع معرفی هتل های ایران بهمراه امکان رزرو هتل بصورت انلاین و با تخفیف ویژه است.

کاملترین اطلاعات هتل های ایران را می توانید اینجا ببینید تا ضمن مقایسه آنها و مشاهده نظر دیگران درباره آنها، بهترین انتخاب را داشته باشید.


همچنین بانک اطلاعات کاملی از جاذبه های توریستی، گردشگری، تاریخی و دیدنی هر شهر بهمراه تصاویر و همچنین نظرات و سفرنامه ها و تجربه های بازدیدکنندگان در این سایت گردآوری شده است و می تواند راهنمای خوبی برای سفر شما باشد.


لینک رزرو اینترنتی هتل در سراسر ایران:

http://www.iran-booking.com



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/08/14 توسط امیر اعظمی

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/08/08 توسط امیر اعظمی

پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد:

به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟


می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت: آبروی کسی را نبر!


نوشته شده در تاريخ شنبه 1392/08/04 توسط امیر اعظمی

يكي از دانشجويان دكتر حسابي به ايشان گفت: شما سه ترم است كه مرا از اين درس مي اندازيد. من كه نمي خواهم موشك هوا كنم. مي خواهم در روستايمان معلم شوم.

دكتر جواب داد: تو اگر نخواهي موشك هواكني و فقط بخواهي معلم شوي قبول، ولي تو نمي تواني به من تضمين بدهي كه يكي از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشك هوا كند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/07/30 توسط امیر اعظمی

ای عهد شکسته و وفا داده به باد

مادر همه شیر بی وفائی به تو داد


اول تو چنان بدی که کس چون تو نبود

آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/06/28 توسط امیر اعظمی

تجربه نشان داده كه:

در برگزاری همایش، نشست، کنفرانس یا هر نوع گردهمائی از این نوع؛ اگر به فکر برگزاری مناسب مراسم هستید باید بیشتر از همه هوای افرادی را داشته باشید که همیشه از کانون توجهات مغفول می مانند؛ از جمله: تدارکاتچی ها، راننده ها، آبدارچی ها و سایر عوامل اجرایی.  


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/06/28 توسط امیر اعظمی

تقدیم به

نازنین یار بیصدای شب های پرتلاطم زندگی ام

مادر...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1392/06/24 توسط امیر اعظمی

هفته پیش به منظور برگزاری همایش چند روزه راهی استان اردبیل شدیم.

و اما مختصری از سفر...

* وقتی برای رزرو بلیط هواپیما اقدام کردم دیر شده بود و بلیط نبود؛ تا اینکه به لطف یکی از دوستان تونستم بلیط jump seat  بگیرم و پرواز کنم. به آسمون اردبیل که رسیدیم به دلیل جو نامساعد هواپیما نتونست بشینه و دوباره به مهرآباد برگشت و بعد از یک ساعت دوباره به سمت اردبیل پرواز کرد که این بار دیگه نشست.

* تو اردبیل جای دیدنی و گشتنی برخلاف تصور قبلیم خیلی کم بود و تنها دو مکان قابل‌ذکر داشت یکی دریاچه شورابیل بود و دیگریش بقعه و موزه شیخ صفی‌الدین اردبیلی بود. نکته قابل تأمل اینکه چندتا از راننده هایی که در اختیار ما بودن در طول سفر و خودشون اردبیل بودن تا حالا داخل بقعه و موزه نرفته بودن!

* نکته جالب این بود که در اردبیل فرض بر این بود که همه آذری زبون هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه؛ نمونه اینکه هرجا میرفتیم ترکی حرف میزدن بدون اینکه بدون طرف اصلاً آذری بلد هست یا نه؛ حتی اطلاعات پرواز فرودگاه!

* یه ساعتی رو به همراه جمع همایش مهمان امام جمعه شهر اردبیل بودیم که یه معنویت خاصی را تو وجودشون میشه حس کرد. انسان نازنین و بزرگواری بودن که فکر کنم بعدها شناخته بشن و فعلاً خیلی‌ها نتونستن ایشان را خوب بشناسند.

* مزیت فوق العاده اردبیل آب و هوای اون بود. دمای میانگین 16 درجه که نه سرما رو حس میکردی و نه گرما|؛ تازه اونم تو فصل تابستان که میانگین دمای تهران 40 درجه هست.

* صبح های اردبیل با اون هوای فوق العاده و صبحونه سرشیر و عسل واقعاً دل‌چسبش رو هیچ‌وقت فراموش نمی کنم.

* جالب اینکه تو اکثر وعده های غذایی اردبیلی‌ها از کره محلی در کنار غذا استفاده میشد.

* از لحاظ قیمت‌ها میشه گفت اردبیل جزو ارزونترین شهرهای ایران محسوب میشه!

* سوغات شهر اردبیل هم بیشتر عسل بود و حلوا سیاه

* اردبیلی‌ها رو چند مورد تعصب داشتند. تو مسائل مذهبی روی اسم حضرت ابوالفضل که همه جا میشد اونو مشاهده کرد. تو مسائل ورزشی هم روی علی دایی و حسین رضا زاده که البته بیشتر علی دایی رو یاد می کردن و دلیلش رو که میپرسیدم می گفتن: تو اردبیل کار خیر زیاد انجام میده؛ واسه این همه دوسش دارن و واسشون محترم هست.

* در مقایسه با سایر استان‌ها و شهرهایی که گشتم یه نکته تو اردبیل بسیار تو چشم بود و اون ساخت و ساز بسیار داخل شهر بود به طوری که بافت شهر ناآرام بود و در بیشتر مناطق مشغول ساخت و ساز بودن.

* از اردبیل حدود نیم ساعت که دور میشی به شهر سر عین میرسی که به آبگرم هاش مشهور هست. اونجا واقعاً لذت بردم هم از آب معدنی گوارایی که خوردیم و هم از آبگرمی که شب ازش فیض بردیم. جالبی سر عین این بود که مراکز خریدش بسیار بیشتر از اردبیل بود و ساختار شهر اونقدر سریع رشد کرده بود که هر کسی نمی دونست فکر می کرد اونجا مرکز استان هست.

* جاده اردبیل به سمت آستارا که حرکت کنی حدود 30-40 کیلومتر که دور میشی گردنه حیران آغاز میشه. اونجا که میرسی همه چی تغییر میکنه و فضای سرسبز و هوای کاملاً مه‌آلود یه لطافت خاصی رو بهمراه داره و دره های اون واقعاً چشم‌نواز هست.

خدایا شکرت


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است